|
کلبه تاریک طناز
|
|||||||||||
|
|
|||||||||||
|
درباره وبلاگ
سلام طنازم 20 سالمه شعر گفتن و خیلی دوست دارم توی این وبلاگ هم بیشتر از شعرای خودم مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد....
فهرست اصلی دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
...
اون چقدر ساده ازم بريد ورفت
به قلم : طناز در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 0:27 موضوع: | + یه شعر دیگه از خودم..
(دیگه) یکی از شعراییمه که خیلی خیلی دوسش دارم گفتم واسه شما دوستای گلمم بنویسم شاید خوشتون بیاد... دیگه رفته دیگه تنهام دیگه نیست همدم شبهام دیگه رفت طبیب دردام دیگه نیست خنده رو لبهام... دیگه نیست سنگ صبورم نمیاد تو آشیونم... خیلی ساده پر کشیدرفت پرنده ..تو آسمونم دیگه خسته ام از زمونه پره قلبم از بهونه رویا ی پر از بهارم حیف دیگه مثل خزونه.. دیگه هیچ عشقی ندارم تو شبای بی قراری... اون همه ترنم عشق گرفت رنگ بی صدایی... دیگه من گذشتم از تو از همه دار و ندارم.. برو از زندگی من دیگه هیچ یاری . ندارم.....
به قلم : طناز در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 0:25 موضوع: | + من میرم واسه همیشه
آره مــن اونم که گفتــم واسـه چشم تـو دیوونم چـمــدون رویـــاهـــامـو دیگه برداشتم و بستم از تو هیچ چیزی نـمونــده نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
به قلم : طناز در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 23:49 موضوع: | + یه شعر از طناز به اسم تهمت
(تهمت)
چرا تهمت میزنی خودت که بی وفاتری خودم با چشام دیدم دل از غریبه میبری حالا که عاشق شدم حرف از جدایی میزنی؟ تو چقدر نا مهربونی چرا قلب و میشکنی؟ پشت سرم باز بد بگو خیلی زیاده طاقتم تو برو بی خیال عزیز منم که بیلیاقتم با دنیایی حرف دروغ آتیش زدی به زندگیم باور این دروغاتم بذار به پای سادگیم آره تو خیلی خوبی همه بدیها از منه عیب از دل نازکمه که با تلنگر میشکنه باشه برو منم میرم منم میشم مثل همه بذار همه بهم بگن یه عاشق در به دره اما میخوام یادت باشه دوست دارم هرجا باشی خاطرتو بازم میخوام با هر کی که میخوای باشی...
به قلم : طناز در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 14:55 موضوع: | + کوه به کوه نمیرسه
سلام به دوستای خوبم اول از همه باید تشکر کنم بابت نظرهای قشنگتون این نظر لطف شما رو به من میرسونه ..بعد یه عذر خواهی هم به شما بدهکارم بابت اینکه چند روز آپ نکردم ... همون طور که قول دادم بازم با یه شعر دیگه اومدم ولی این با بقیه شعرها یه ذره فرق داره این یکی هدیه من به شماست به خاطر لطفی که به وبلاگ داشتین داری ترکم میکنی میگی تموم قصه مون چرا تصمیم میگیری همیشه جای هر دومون؟ برو اما هر جا رفتی یه چیزی رو خوب بدون.. عمر با هم بودن آ دما قد نفسه.... کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه
فکر نکن یه لحظه از یادم میره کنایه هات خوب بدون شکنجه ست شنیدن زنگ صدات واسه آخرین دفعه خیره میشم تو اون چشات تا بفهمی فهمیدم با تو بودن دیگه بسه کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه رفتی و شکستی پل رو پشت سر به خیالت که میشم آ واره تر دیوونه تر آرزومه دیده بشی همه جابا چشم تر یه روزی حس بکنی بد کردنات دیگه بسه کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه حالا قلب من پر از احساس انتقامته سند نفرین و بد گویی من به نامته فکر نکن دنیا همیشه اینجوری به کامته به خودت میای میبینی که هوا چقدر پسه.. کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه...
به قلم : طناز در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 14:14 موضوع: | + بی لیاقت
بی لیاقتی قبول کن ... نمی فهمی عاشقم نمی فهمی مثل یک شقایقم نمی دونی توی دریای چشات یه قایقم..... بی لیاقتی قبول کن ... نمی فهمی که واسم یه عالمی... نمی فهمی لذت دمادمی نمی فهمی با کارات دردمی و عذابمی.. بی لیاقتی قبول کن ... میتونستیم همه جا با هم باشیم همه جا با هم بشینیم همه جا باهم پاشیم.. میتونستیم رویه لحظه های پیش هم بودن همیشه عطر محبت بپاشیم.. بی لیاقتی قبول کن ... عشقمو بازی گرفتی لعنتی یه دفعه گذاشتی رفتی لعنتی... باختم اون لحظه ای که تو بی مرام حرف قلبمو شنفتی لعنتی... بی لیاقتی قبول کن ... برکه ای نه رودخونه سبزه ای نه گلپونه... بی لیاقتی قبول کن ... جای تو هرجایی هست جز تو خونه.... بی لیاقتی قبول کن...... امیدوارم خوشتون اومده باشه راستی یه سوال تا حالا کسی تو زندگیتون بوده که این شعر بهش صدق کنه؟؟ یه ضربدر روی یادت یه ضربدر روی اسمت یه ضربدر روی چشمت اون جادوی طلسمت یه ضربدر روی روزی که توش تورو شناختم یه ضربدر روی خندت که بهش هستیمو باختم یه ضربدر رو خیابون که قدم زدیم تو بارون.. یه ضربدر روی قلبم که دیگه گم نشه آسون.. یه ضربدر روی ترسی که نذاشت از تو جدا شم.. یه ضربدر روی حسی که میگفت با تو باشم.. یه ضربدر روی هرچی که بوی تو رو داره.. یه ضربدر روی هرکی که خبر از تو بیاره.. یه ضربدر رو گل سرخ که رو موهات میذاشتم.. یه ضربدر رو خیالی که باهات دنیا رو داشتم.. یه ضربدر رو غروبی که تو ساحل با تو دیدم... یه ضربدر رو ترانه که اونو با تو شنیدم.... یه ضربدر روی برگشت دوباره با تو بودن.. اگه قول و شکستم اگه قول و شکستم یه ضربدر رو خود من....
به قلم : طناز در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 14:12 موضوع: | + خاطره ها فاصله ها اون روزها بوی موهات بوی بهار این روزها بی تو نشستن انتظار اون روزها چشمای تو تا عمق خواب این روزها سختی و بی تو التهاب ما با هم خاطره داشتیم مگه نه؟ اون روزها طلوع خنده های تو با خاطره این روزها گرد و غبار رفتنت رو پنجره اون روزا از تو سرودن توی باغای شمال این روزها یه بار دیگه دیدن تو فکر محال اون روزها عطر چمن با نفسات این روزها توی غروب یاد نگات اون روزا تنها امید من صدات این روزها قطره اشکام زیر پات ما با هم فاصله داریم مگه نه؟ ما با هم خاطره داشتیم مگه نه؟ ما با هم فاصله داریم مگه نه؟ به اندازه خاطره ها فاصله داریم به اندازه فاصله ها خاطره و تنها چیزی که این تصاویرو به هم میزنه جداییه جدایی فاصله ها رو از خاطره ها خیلی بیشتر میکنه.بیا بیا و نگذار فاصله ها از خاطره ها بیشتر بشن.............
به قلم : طناز در دوشنبه ششم شهریور 1385 ساعت 23:56 موضوع: | + |
||||||||||
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
|||||||||||